دو دوست

شعر ،داستان،خاطره ،عکس ،اس ام اس عاشقانه و......

دو دوست

شعر ،داستان،خاطره ،عکس ،اس ام اس عاشقانه و......

اس ام اس های ماه رمضان

اس ام اس ماه رمضان

ماه رمضان آمد، آن بند دهان آمد *** زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند

آمد قدح روزه، بشکست قدح ها را *** تا منکر این عشرت بی باده طرب بیند

.

.

.

یا اله الخلق یا رب الفلق *** ای خدای انجم و شمس و شفق

از تو می خواهم در این ماه شریف *** چشم پوشیدن ز جرم ما سبق
.

.

ای دوست ز رحمت دل اگاهم ده *** در ماه دعا سیر الی اللهم ده

ماه رمضان و ماه مهمانی توست *** در محفل مهمانی خود راهم ده

.

.

.

رمضانا تو بهترین ماهی *** چون که ماه ضیافت اللّهی

خوش عمل هر که بود در رمضان *** ترک منکر نمود در رمضان

.

بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی گروه بیست

.

رمضان شهر عشق و عرفان است ***  رمضان بحر فیض و احسان است

رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن ***  گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است

.

.

.

در خلوت شب ز حــق صـدا می آید ***  از عطر سحر بوی خدا می آید

با گوش دگر شنو به غوغای سکوت ***  کز مرغ شب ، آواز دعا می آید

ماه رمضان مبارک

.

.

.

ای در غرور نفس به سر برده روزگار *** برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار

ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای *** آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر

.

.

.

حکمت روزه داشتن بگذار *** باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آموزد و تسلط نفس *** و ز تو شیطان تو رمیده شود

.

.

.

ای روزه داران اگر چنین می خواهید ، دهان از آنچه غیر خدایی است ببندید

و چشم را به آنچه شیطانی است نگشایید و گوش را آلوده هر زمزمه پلید نسازید

و حتی خیال باطل را هم از دروازه دلها بزدایید
.

.

.

رمضان ماه مناجات و دعا *** رمضان پر بود از شور و صفا

ماه خالص شدن از کبر و ریا *** رمضان ماه رسیدن به خدا

.

بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی گروه بیست

.

باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش *** وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش

زان باده که در میکده عشـق فروشــند *** ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

.

.

.

آمدیم از سفر دور و دراز رمضان *** پی نبردیم به زیبایی راز رمضان

هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا *** هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان

.

.

.

رمضــان چــشمــه عـطــای خـــدا *** ماه عفو و گذشت و غفــران است

رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا ***  بهــر گــم گـشتگان حـیــران است

اس ام اس عاشقانه جدید از راه رسید

می خوام به سردی شب هام بخندم / می خوام به پوچی فردام بخندم / وقتی می بینمت با دیگرونی / تو اوج گریه هام می خوام بخندم / می خوام داد برنم تنهای تنهام / می خوام وقتی میگم تنهام بخندم

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

ای عزیزم یه چیز میگم که یادت باشه / قول بده که همیشه به یادم باشی ، باشه ؟

نهادم بر لبت جان و دل فدا کردم / گر صد جان دگر داشتم فدایت می کردم

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ، در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

یادم باشد و یادت نرود که همه ی ما برای یکبار ایستادن ، هزاران بار افتاده ایم ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

چه قدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

قشنگ ترین لحظات را کسی به تو میده که بتونه غمگین ترین لحظات را از تو بگیره

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

عاشقی اولش خوبه آخرش سخته / نیست کنارم ، رفته خیلی وقته

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

سراغ کلبه ی ما را کسی جز غم نمی گیرد ، خوشا روزی که غم هم گم کند ویرانه ی ما را

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

درد حرف نیست نام دیگر من است ، من چگونه نام خویش را صدا کنم ! اس ام اس

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ / حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

امروز با غرورت باز م مرا شکستی با ناز وقهر و کینه مهرم زدل گسستی

دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

دلم را شبی در حضورم شکستی نه آینه، حتی غرورم شکستی
ندادی به خلوتگاه عشق راهم پلی بود اگر در عبورم شکستی

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است / یوسف و زلخا هم عوض شده است / سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی / در عشق سال هاست که فتوا عوض شده است

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

غرور من که زسختی به کوه میمانست ، کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد
دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت ، چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد ؟

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

هیچ وقت مغرورنشو ، برگ ها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

دوستی شوخی سرد آدماست ، بازی شیرین گرگم به هواست
واسه کشتن غرورمن و تو ، دوستی توطئه ثانیه هاست

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود می یافتی
اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

فاخرترین لباس ، تولید کارخانه ی کرم است ، کرم ابریشم ما را به غرور چکار . . . ؟

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

شبیه چشمهای تو پر از گناه می شوم** میان ظلمت شب قبله ماه می شوم
خدا,زمین,گناه,عشق,من وتو,ببین چطور**به خاطر غرور تو زیاده خواه می شوم

اس ام اس عاشقانه جدید ۹۰

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است / یوسف و زلخا هم عوض شده است / سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی / در عشق سال هاست که فتوا عوض شده است


ببخشید کم هستیش ولی برا هم این نظر یادتون نره

اشعار زیبا از سهراب سپهری

سلام دوستان من دیگه وقت شعر رسیده ،دوست دارم چندتا از شعر های سهراب سپهری رو براتون بزارم منتظر اشعار زیبای بعدی باشید .

منتظر نظرات شما هم هستم


به تماشا سوگند و . . .
 

 

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

و به پروازکبوتر از ذهن

واژه ای در قفس است

 

حرف هایم ،مثل یک تکه چمن روشن بود.

من به آنان گفتم:

آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشاید به رفتار شمامی تابد

و به آنان گفتم:سنگ آرایش کوهستان نیست

همچنان که فلز ،زیوری نیست به اندام کلنگ

در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

پی گوهر باشید

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید

و من آنان را به صدای قدم پیک بشارت دادم

و به نزدیکی روز،و به افزایش رنگ

به طنین گل سرخ،پشت پرچین سخن های درشت

و به انان گفتم:

هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در

 وزش بیشه شور بادی خواهند ماند

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود

آنکه نور از سرانگشت زمان برچیند

می گشاید گره پنجره ها را با آه

 

زیر بیدی بودیم

برگی از شاخه بالای سرم چیدم،گفتم:

چشم باز کنید ،آیتی بهتر از این می خواهید؟؟

می شنیدم که بهم می گفتند:

سحر می داند،سحر!

سر هر کوهی رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند

باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد

خانه هاش پر داوودی بود

چشمشان را بستیم

دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش

جیبشان را پر عادت کردیم

خوابشان را به صدای سفر آیینه ها آشفتیم


                  *******


http://zibasazweb.persiangig.com/weblog/ax/11.gif


                                              *******
یه آرزو
از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب:

مرده ای را جان به رگ ها ریخت،

پا شد از جا در میان سایه و روشن،

بانگ زد بر من : مرا پنداشتی مرده

و به خاک روزهای رفته بسپرد؟

لیک پندار تو بیهوده است:

پیکر من مرگ را از خویش می راند.

سرگذشت من به زهر لحظه ای تلخ آلوده است.

من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم.

شادی ات را با عذاب آلوده می سازم.

با خیالت می دهم پیوند تصویری

که قرارت را کند در رنگ خود نابود.

درد را با لذت آمیزد،

در تپش هایت فرو ریزد.

نقش های رفته را باز آورد با خود غبار آلود.

 

مرده لب بر بسته بود.

چشم می لغزید بر یک طرح شوم.

می ترواید از تن من درد.

نغمه می آورد بر مغزم هجوم. دریغ از تمام لحظه هایی که گذشت...بی تو...بی من

 
،آن سفر کرده که صد قافله دل همرَه اوست
 
!...هر کجا هست خدایا به سلامت دارَش !
 
آسمونت همیشه آبی باشه رفیق..
  هرجا که هستی

عشق یعنی بزرگ کردن یک چیز به اندازه ی دنیا و کوچک کردن دنیا

به اندازه ی یک چیز،زندگی کردن،تلف بودن،پلاسیدن،نطفه ای را

پرورش دادن برای زندگی کردن،و این تکرار تکرار است،اگر زندگی را

دوست داشتم هیچوقت موقع تولد گریه نمیکردم!!!

یک داستان عبرت آموز وزیبا حتما بخونید

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.

یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.

پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.

برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.

او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.

صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.

زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!

نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.

در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.

یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

 

این داستان ماست.


ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.

گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.

اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آری ، درست است .

شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.

 

یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

 

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید